
تا شقایق هست زندگی باید کرد.....
سلام.من شقایق هستم.21 سالمه و دانشجو شیمی و متولد 28 مهر 1366 هستم.از این که به وبلاگ من اومدین ممنونم.
نظر یادتون نره.
E-mail man:shaghaghi87@yahoo.com
هر چی که بخوای هست!
فقط حال کن!
ارسال شده در سه شنبه نهم تیر 1388 و ساعت 12:2
/www.mahshar.com/khata_did/article_mahshar_09_05_28_5741.html
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه سوم خرداد 1388 و ساعت 11:8
مواردي وجود دارد كه ميتوان در مواقع فوري خطرناك انجام داد. موبايل شما ميتواند يك نجات دهنده زندگي يا يك ابزار فوري براي نجات باشد. مواردي را كه ميتوانيد با موبايل انجام دهيد را ببينيد.
اول - وضعيت فوق العاده
شماره تلفن وضعيت فوق العاده در تمام دنيا 112 است. اگر شما در يك مكان خارج از محدوده شبكه موبايل خود قرار داشته باشيد، شماره 112 را بگيريد و موبايل در هر شبكه موجود جستجو ميكند تا يك تماس وضعيت فوق العاده براي شما برقرار كند و جالب اينكه اين شماره حتي زمانيكه صفحه كليد قفل است نيز كار ميكند. امتحان كنيد.
دوم - آيا تا بحال كليدهاي خود را در ماشين جاگذاشتهايد؟
آيا ماشين شما يك دستگاه ورود از راه دور بدون كليد دارد؟ اين وسيله ميتواند روزي مفيد باشد. يك دليل خوب براي داشتن يك موبايل: اگر شما كليدهاي خود را در ماشين جاگذاشته باشيد، به موبايل يك نفر در منزل از طريق موبايل خودتان تماس بگيريد. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشين قرار دهيد و از فرد مقابل در منزل بخواهيد كه كليد قفل بازكن را فشار دهد و آنرا نزديك موبايل خود قرار دهد. قفل ماشين شما باز خواهد شد. با اين كار نياز نيست كسي كليدها را شخصاً بياورد. فاصله هيچ تاثيري ندارد. شما ميتوانيد كيلومترها فاصله داشته باشيد، اگر شما بتوانيد با كسي كه كنترل ماشين شما را دارد ارتباط برقرار كنيد، شما ميتوانيد قفل ماشين خود را باز كنيد.
سوم - قدرت باطري مخفي شده
در نظر بگيريد باطري موبايل شما خيلي كم است. براي فعال كردن كليدهاي #0733* را فشار دهيد. موبايل شما با اين اندوخته راه اندازي مجدد خواهد شد و موبايل افزايش 50 % در باطري را نشان ميدهد. اين فضاي اندوخته هنگاميكه موبايل خود را شارژ ميكنيد، خودبه خود شارژ خواهد شد.
چهارم - چگونه يك موبايل دزديده شده را غيرفعال كنيم؟
براي چك كردن شماره سريال موبايل خود، كليدهاي زير را به ترتيب فشار دهيد:
#06#*يك كد ديجيتالي روي صفحه نمايش ظاهر ميشود. اين شماره مختص دستگاه شما است. اين شماره را يادداشت كنيد و در جايي امن نگه داريد. هنگاميكه موبايل شما دزديده ميشود، شما ميتوانيد به پشتيبان شبكه خود تماس بگيريد و اين كد را به آنها بدهيد. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود كنند، حتي اگر دزدها SIM كارت را عوض كرده باشند. تلفن شما كاملاً غيرقابل استفاده خواهد شد. شما ممكن است نتوانيد موبايل خود را بازپس گيريد، اما حداقل ميدانيد كسيكه آنرا دزديده است ديگر نميتواند از آن استفاده كند يا آنرا بفروشد. اگر هر كسي اين كار را بكند، ديگر دزدين موبايل هيچ فايدهاي نخواهد داشت.
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در جمعه یکم خرداد 1388 و ساعت 10:55
با استفاده از عکس و انتخاب انگشت شخصیت خود را بشناسید

آیا تا به حال بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده اید؟ تا به حال فکر کرده اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟ با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.
انگشت شماره 1
این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.
انگشت شماره 2
این انگشت نماد کار میباشد و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری میدهند انسانهای کاری هستند و بطور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند.
انگشت شماره 3
این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان میدهد، افرادی که این انگشت را انتخاب میکنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.
انگشت شماره 4
این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، انسانهای احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند.
انگشت شماره 5
این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و کسانی که به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و بطور کلی روابط بین افراد اهمیت می دهند
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:28
http://www.novindiet.com/HealthTools.aspx
سلام....وارد سايت شو و..........
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 18:55
فروش 4ميلياردي«اخراجيها2» با آغاز تبليغات شهري
همزمان با نصب تبليغات شهري «اخراجيها2» به كارگرداني «مسعود دهنمكي»، فروش اين فيلم سينمايي از مرز 4 ميليارد تومان عبور كرد
مرتضي شايسته " يكي از مديران شركت سينمايي هدايت فيلم- پخش كننده "اخراجيها2 "- در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس، اعلام كرد: فروش كل فيلم سينمايي "اخراجيها2 " تا روز چهارشنبه 19 فروردينماه بيش از سه ميليارد و 700 ميليون تومان بوده است كه با احتساب رقم فروش روز پنجشنبه از مرز 4 ميليارد تومان گذر كرد. وي ادامه داد: تا پايان روز پنجشنبه 20 فروردين ماه، فيلم سينمايي "اخراجيها2 " به كارگرداني "مسعود دهنمكي "، توانسته در تهران بيش از دو ميليارد و 100 ميليون تومان و در شهرستانها دو ميليارد تومان فروش داشته باشد كه با احتساب اين رقم فروش، در مجموع توانست به ركورد افسانهاي بيش از 4 ميليارد تومان دست يابد. پخش كننده "اخراجيها2 " تصريح كرد: همانطور كه پيش از اين پيشبيني كرده بودم "اخراجيها2 " بهزودي مرز 6 ميليارد تومان را هم خواهد شكست


اخراجيها2 " در حالي توانسته است به فروشي معادل بالاي چهار ميليارد تومان دست يابد كه فروش روزانه اين فيلم به طور متوسط در تهران و شهرستانها، 250 ميليون تومان است تا از اين نظر نيز ركوردي جديد برجاي گذاشته باشد ضمن اين كه فروش اين فيلم در روز پنجشنبه 20 فروردين، 400 ميليون تومان بوده است. اكبر عبدي، امين حيايي، حسام نوابصفوي، محمدرضا شريفينيا، ارژنگ اميرفضلي، عبدالرضا اكبري، بيوك ميرزايي، محمود مقامي، سيدجواد هاشمي، قاسم زارع، جواد رضويان، شيلا خداداد، نگار فروزنده، نيوشا ضيغمي، منوچهر آذر، ميناجعفرزاده، ابوالفضل همراه، شاهرخ نورمحمدي، ليلا بلوكات از جمله بازيگران شناخته شدهاي هستند كه در "اخراجيها2 " بازي كردهاند. "اخراجيها2 " دومين قسمت از تريلوژي "اخراجيها " خواهد بود و به روايت حال و هواي دوستان مجيد سوزوكي در اسارت ميپردازد و ادامه سرنوشت دوستان مجيد و خانوادههاي آنان پس از شهادت وي را به تصوير ميكشد


نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 17:35
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 17:30
|
روزي كوروش در حال نيايش با خدا گفت:خدايا به عنوان كسي كه عمري پربار داشته و جز خدمت به بشر هيچ نكرده از تو خواهشي دارم.آيا ميتوانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت:البته! _از تو ميخواهم يك روز،فقط يك روز به من فرصتي دهي تا ايران امروز را بررسي كنم.سوگند ميخورم كه پس از آن هرگز تمنايي از تو نداشته باشم. _چرا چنين چيزي را ميخواهي؟به جز اين هرچه بخواهي برآورده ميكنم، اما اين را نخواه. _خواهش ميكنم.آرزو دارم در سرزمين پهناورم گردش كنم و از نتيجه ي سالها نيكي و عدالت گستري لذت ببرم.اگر چنين كني بسيار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان مي گويم. خداوند يكي از ملائك خود را براي همراهي با كوروش به زمين فرستاد و كوروش را با كالبدي،از پاسارگاد بيرون كشيد.فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: ((عجب!اينجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد. _ميتواني مرا بين مردم ببري؟ميخواهم بدانم نوادگان عزيزم چقدر به ياد من هستند. و فرشته چنين كرد.كوروش براي اينكار ذوق و شوق بسياري داشت اما به زودي نااميدي جاي اين شوق را گرفت.به جز عده ي اندكي،كسي به ياد او نبود .كوروش بسيار غمگين شد اما گفت:اشكالي ندارد.خوب آنها سرگرم كارهاي روزمره ي خودشان هستند.فرشته تاسف خورد. در راه ميشنيد كه مردم چگونه يكديگر را صدا ميزنند:عبدالله!قاسم!... _هرگز پيش از اين چنين نام هايي نشنيده بودم!!! فرشته گفت:اين اسامي عربي هستند و پس از هجوم اعراب به ايران مرسوم شدند. _اعراب؟!!! _بله.تو آنها را نميشناسي.آخر آن موقع كه تو بر سرزمين متمدن و پهناور ايران حكومت ميكردي،و حتي چندين قرن پس از آن،آنها از اقوام كاملا وحشي بودند. كوروش برافروخت: يعني ميگويي وحشي ها به ميهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه ميكردند؟!!! فرشته بسيار تاسف خورد. سكوت مرگباري بين آنها حاكم شده بود.بعد از مدتي كوروش گفت:تو مي داني كه من جز ايزد يكتا را نمي پرستيدم.مردم من اكنون پيرو آييني الهي هستند؟ _در ظاهر بله! كوروش خوشحال شد: خداي را سپاس! چه آييني؟ _اسلام _چگونه آييني است؟ _نيك است وكوروش بسيار شاد شد. اما بعد از چندين ساعت معني در ظاهر بله را فهميد ......... _نقشه فتوحات ايران را به من نشان مي دهي؟ مي خواهم بدانم ميهنم چقدر وسيع شده. وفرشته چنين كرد. _همين؟!!! كوروش باورش نمي شد. با نا باوري به نقشه مي نگريست. _پس بقيه اش كجاست؟ چرا اين سرزمين از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!!! و فرشته بسيار زياد تاسف خورد. _خيلي دلم گرفت ، هرگز انتظار چنين وضعي را نداشتم. ميخواهم سفر كوتاهي به آنسوي مرزها داشته باشم و بگويم ايران من چه بوده شايد اين سفر دردم را تسكين دهد. فرشته چنين كرد، تازه به مقصد رسيده بودند كه با مردي هم كلام شدند.پس از چند دقيقه مرد از كوروش پرسيد:راستي شما از كجا مي آييد؟ كوروش با لبخندي مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت: ايران! لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خداي من، او يك تروريست متحجّر است! عكس العمل آن مرد ابدا آن چيزي نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست. _مرا به آرامگاهم باز گردان. فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خيلي چيزها را نشانت نداده ام، وضعيت اقتصادي، فساد، پايمال كردن ............. كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بيهوده بر خواسته ام پافشاري كردم، كاش همچنان در خواب و بي خبري به سر مي بردم. و فرشته گريست...... |
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 17:29
|
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره! چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد! چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره! چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم! چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم! چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه دعا سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه! چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین ردیف یک مکان مذهبی تمایل داریم! چقدر خنده داره که برای عبادت و نیایش هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم! چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما معجزات الهی رو به سختی باور می کنیم! چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن! چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید! |
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 17:22
روش اول مکالمه مجانی با موبایل ۱- درصفحه اول یا همون میز کار موبایلتون تايپ كنيد (#094021 *21 *) البته تا 5 دقيقه مسعوليتش با من ولي بيشتر با خودتون چون بعد از 5دقيقه خطتون رديابي ميشه وبعد مصادره به نفع مخابرات البته اگر 100دقيقه هم صحبت كنيد مجانيه راستي بعد ازتايپ اعداد بالا بايد كليد ok رابزنيد وبراي كنسل کردن این کد هم تايپ كنيد (#21#) -------------------------------------------------------------------------------------------- روش دوم مکالمه مجانی با موبایل تايپ كنيد (#09۰ *21 *) البته تا ۳ دقیقه میتوانید مجانی صحبت کنید و اگر بیشتر طول کشید مثل روش بالا خط شما رد یابی نمیگردد ولی مثلا اگر ۳ دقیقه شد ۳ دقیقه و ۱ ثانیه پولش محاسبه و ۲ برابر می شود وهمینطور که ادامه پیدا کند ۳ برابر میشود پس سعی کنید تایم بگیرید و قبل ازپایان ۳ دقیقه مکالمه مجانی به تماس خود خاتمه دهید و در صورت تمایل دوباره تماس بگیرید -------------------------------------------------------------------------------------------- روش سوم در موبایلهای سری ۶۰ tools---->settings---->security----->Pone And Sim----->Closed User group بعد از باز شدن پنجره مورد نظرخواهید دید که ۳ گزینه وجود دارد که به صورت پیش فرض گزینه Default تیک دار است با انتخاب گزینه On تلفن را از حالت پیش فرض Default خارج میکنیم سپس مشاهده میکنیم که پنجره دیگری باز شد که از ما در خواست عددی را دارد یا بهتر بگویم چهار رقم آخر شماره خود را در آن کادر سفید وارد میکنید ودر انتها Ok میکنید. این کد محدودیتی برای تماس ایجاد نمیکند ومیتوانید تا هر مدتی که خواستید به مکالمه خود ادامه دهید. این کد باعث نصف شدن هزینه مکالمه شما میگردد
من سی کارتم ایرانسله وجواب نمیده اگه کسی سیم کارته همراه اول اعتباری داره وجواب داد خبرم کنه مرسی
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
ارسال شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 و ساعت 14:10
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را دارد . جمعيت زيادی جمع شدندوبه قلب او نگریستند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشهاي بر آن وارد نشده بود مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف ازقلب خود پرداخت .و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديدهاند.
ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست .
مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي تپيد اما پر از زخم بود.
قسمتهايي از قلب او برداشته شده و تكههايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشههايي دندانه دندانه درآن ديده ميشد.
در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكهاي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود ميگفتند كه چطور او ادعا ميكند كه زيباترين قلب را دارد؟
مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي ميكني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش است .
پير مرد گفت : درست است ، قلب تو سالم به نظر ميرسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نميكنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او دادهام، من بخشي از قلبم را جدا كردهام و به او بخشيدهام.
گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكهي بخشيده شده قرار دادهام؛ اما چون اين دو عين هم نبودهاند گوشههايي دندانه، دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه يادآور عشق ميان دو انسان هستند.
بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيدهام اما آنها چيزي از قلبشان را به من ندادهاند، اينها همين شيارهاي عميق هستند ، گرچه دردآور هستند اما يادآور عشقي هستند كه داشتهام، اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعهاي كه من در انتظارش بودهام پركنند.
پس حالا ميبيني كه زيبايي واقعي چيست ؟
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونههايش سرازير ميشد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعهاي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشهاي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود،اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود .
نویسنده : [ شقایق ] موضوع : [ ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 ]
copyright © shaghayegh87 All right reserved
This Template Designed by
Mehran Rostami Copyright © 2005
Pars Theme